الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

27

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اين راه چوبين و غيرمطمئن ، و سلوك عقلى و فكرى را غيرمحتاطانه تلقى مىنمايند . اينان فقط دل را مركب خداشناسى و يگانه « رهنورد باديه‌پيما » مىشمارند و تنها سلوك مطمئن را سلوك قلبى مىدانند نه سلوك عقلى . عرفا از اين نظريه دفاع مىكنند . گروهى ديگر مىگويند : « أينَ التُّرابُ وَ رَبُّ الاربابِ » بشر اين موجود خاكى و زمينى كجا و سيروسلوك عقلى يا قلبى در وادى خطرناك و پيچيده و سهمگين ماوراء حس كجا ؟ مسائل الهى همه‌اش آسمانى است و خبر آسمان را منحصراً از خود آسمان بايد شنيد . ما دربارهء خدا و صفات ثبوتيّه و سلبيّهء خدا و اين‌كه چه صفتى را مىتوان به او نسبت داد و چه صفتى را نتوان به او نسبت داد ، چيزى نمىدانيم و نمىتوانيم بدانيم . ما واقعاً نمىتوانيم با عقل خود بفهميم كه چه‌طور مىشود يك موجودى خدا باشد يعنى چيزى او را به‌وجود نياورده باشد ، و هم‌چنين نمىتوانيم با عقل خود بفهميم كه خدا يكى است يا بيش از يكى ؟ بسيط است يا مركّب ؟ جسم است يا جسم نيست ؟ به‌نحوى از انحاء عضو و جارحه « 1 » دارد يا ندارد ؟ بر چيزى قرار گرفته است يا نه ؟ خواب و بيدارى دارد يا نه ؟ حركت و انتقال دارد يا نه ؟ همهء اين‌ها و امثال اين‌ها مجهولاتى است براى بشر و جز از راه خبر آسمانى نبايد عقيده‌اى در اين‌گونه مسائل اتخاذ كرد ، دربارهء همه اين‌ها بدون چون‌وچرا و بدون انديشه و حق نظر ، يعنى بدون دخالت دادن منطق و استدلال بايد تسليم نظر وحى شد . اين گروه معتقدند نظر اسلام و مبناى اسلام در اين‌گونه مسائل بر تسليم و تعبّد است نه بر تحقيق و تفكر ، و هرگونه چون‌وچرايى در اين‌گونه مسائل از نظر اسلامى بدعت و حرام است . اشاعره و حنابله كه خود را « اهل حديث » مىنامند طرفدار اين نظريه‌اند .

--> ( 1 ) . يعنى اعضا و جوارح مانند دست و پا و چشم و گوش . .